تيم هايکينگ اميدواران - گزارش برنامه كليبر- ارس PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
مقالات پايگاه ارسباران - مناطق ديدني ،گردشگري
نوشته شده توسط اميد محمدي   
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۰۸:۳۸
 

26/10/1385

تيم هايکينگ اميدواران - گزارش برنامه كليبر-ارس

 
 
چهارشنبه، 30 شهريور، 1384
گزارش برنامه كليبر- ارس
ايده اوليه اين برنامه از تبليغات موسسه گردشگري كلوت جهت اجراي تور 5 روزه كليبر و جنگلهاي ارسباران گرفته شد. با توجه به اينكه هايكينگ در ايران ناشناخته مونده لذا در ايران ميسرهاي زيبا و مناسب براي هايكينگ شناخته شده نيست و اين امر تلاش گروه‌هايي خود‌جوش چون ما را در اجرا برنامه‌ها دو چندان مي‌كند. اطلاعات اوليه در مورد مسير، موقعيت منطقه و خيلي از مسائل ديگر از طرق جستجو در اينترنت، استفاده از نرم‌افزار جديد گوگل جهت ديدن نقشه‌هاي ماهواره‌اي از زمين، تماس با گروه‌ كوهنوردي ياشيل‌ميشو در كليبر و مطاله كتاب‌هاي مرتبط كسب گرديد. شايان ذكر است كه اين برنامه‌ اولين بار توسط اين گروه برنامه‌ريزي و اجرا شد و قبل از اين كسي اين برنامه‌رو اجرا نكرده است.
بعد از بررسي مسير‌هاي بالقوه جهت اجراي برنامه بالاخره مسير كليبر به مرز ارس انتخاب شد تا امكان بازديد از قلعه تاريخي بابك نيز فراهم شود(نقطه اوليه مقصد در وحله اول روستاي خدا‌آفرين انتخاب شد اما در اجرا به روستاي عاشقلو ختم شد). ساعت 8 شب سه‌شنبه 8/6/84 من(رضا) به همراه بابك از تعاوني 14 به سمت روستاي اهر حركت كرديم. شايان ذكر است به مقصد كليبر تنها در روز‌هاي خاصي از هفته اتوبوس وجود دارد. بابك يه مقدار از بابت سنگ كليه‌اش دچار ناراحتي بود و ما اميد‌وار بوديم كه اين مسئله در اجراي برنامه براي او مشكلي پيش نياورد. بعد از طي حدود 10 ساعت ما وارد اهر شديم و پس از خريد مقداري وسايل از آنجا ساعت 6:50 با سواري به سمت كليبر كه در فاصله 45 دقيقه‌اي با اهر مي‌باشد حركت نموديم. ساعت 7:35 به كليبر رسيده و پس از كمي استراحت و تداركات اوليه ساعت 8:15 از مسير آسفالته كه به سمت قلعه كليبر مي‌رود به راه افتاديم. ساعت 9:15 دقيقه در نزديك پيرچشمه كه آب بسيار گوارايي دارد به صرف صبحانه و كمي چرت جهت رفع خستگي ديشب توقف نموديم.
پس از دو ساعت استراحت با سروصداي گله گوسفندي كه از آنجا عبور مي‌كردند بيدار شده و براي رفتن آماده حركت شديم. موقع رفتن با مردي كه به همراه دو تا از بچه‌هاش براي پر كردن آب آنجا آمده بود برخورد كرديم كه با پس از خوش و بش و گفتگو با او آن مرد را فاضل و عالم يافتيم كه اطلاعات بسيار زيادي در مورد تاريخ منطقه و بسياري از چيز‌هاي ديگر داشت. كه در اينجا فقط به گوشه‌اي از صحبت‌هاي او در مورد طرز ساختن ملات‌ حرام‌زاده كه براي ساختن آجر‌هاي قلعه مورد استفاده قرار گرفته اشاره مي‌كنم. او گفت جهت ساخت اين ملات بايد زده تخم‌مرغ، آب آهك، خاك رس و ماسه آلومينيوم‌دار را با هم مخلوط كرده و 40 روز در هم كوبيده شود!. ما پس از پر كردن آب ساعت 11:40 دقيقه به سمت قلعه به راه افتاديم. پس از طي مسافتي كه به پيشنهاد بابك بخشي از مسير را از داخل رود‌خانه رفتيم در ساعت 12:25 به محل كمپ بابك رسيديم . از آنجا مسير آسفالته از سمت راست به طرف هتل بابك مي‌رود كه از آنجا مسير پياده تا قلعه نزديكتر است اما از خود كمپ نيز براي رفتن به قلعه مسير پاكوب وجود دارد.
پس از 4 ساعت پياده روي به قلعه بابك رسيديم. البته لازم است اشاره نمايم كه از كمپ تا قلعه بيش از 2 ساعت راه نيست اما بيماري بابك كمي بد‌تر شده بود و مجبور شديم به دفعات توقف نماييم. ما ساعت 16:20 در پاي قلعه بابك چادر زديم. با توجه به احساس خستگي مفرط بابك او در چادر به استراجت پرداخت و من تنهايي به بازديد از قلعه كه جمعيت نسبتاً زيادي نيز آنجا بود پرداختم.
صبح روز بعد (پنج‌شنبه) حال بابك خوب شده بود اما تصميم گرفتيم قبل از اينكه مشكل جدي برايش پيش آيد او به سمت پايين حركت كرده و جهت مداواي سنگ كليه‌اش به تبريز برگردد. و من تنهايي و با قوت قلبي كه بابك به من داد به راه افتادم. و قرار شد جاهايي كه موبايل آنتن بدهد او را در جريان سفر خود قرار دهم تا اگر خداي ناكرده اتفاق خاصي برايم بيافتد به كمك من بيايد. همچنين قرار گذاشتيم اگر تا ظهر روز يك‌شنبه خبري از من نشد به گروه‌هاي امداد اطلاع دهد. البته اين رو هم بگم كه با توجه با ناشناخته بودن مسير خودم در مورد ادامه راه با ترديد مواجه بودم و در تماس تلفني شب قبلش با داود او نيز مرا از اين‌كار نهي نمود اما خودم تصميم گرفتم براي اينكه توانايي خودم را امتحان كنم كليه خطرات را پذيرا شوم. و تنها چيزي كه مرا مصمم به اينكار نمود كتاب براداران اميدوار و 10 سال جهانگردي آنها بود كه 4 سال آن را يكي از آن دو برادر به تنهايي آنهم در جاهاي بسيار پرخطر اجرا نمود. حالا من مونده بودم و حدود شصت كيلومتر پياده‌روي.
حدود ساعت 10 از مسير پاكوب كنار قلعه بابك به راه افتادم 500 متر جلوتر چند چادر عشايري بود. از وسط آنجا عبور كرده و پس از سئوال در مورد مسير به راه خودم ادامه دادم. لازمه بگم به هر كي كه مي‌گفتم به تنهايي مي‌خوام تا رود ارس پياده برم يه نگاه عاقل اندر سفيه به بنده مي‌انداخت و بعد تلاش مي‌كرد اگه شده منو منصرف كنه اما من تصميم خودمو گرفته بودم و مرغ تنها يه پا داشت. اينم بايد اضافه كنم كه من تنها مي‌دونستم كه بايد به رود ارس برسم و اينكه چطوري و از كجا نمي‌دونستم! اما پس از كلي پرسيدن و اطلاعات گرفتن فهميدم كه بهترين مسيرم رفتم به روستاي اسكولو و از آنجا به روستاي عاشقلو در كنار رود ارس( مرز ايران و ارمنستان) بود. پس از 45 دقيقه پياده روي در ميسر آسفالته و پس از ديدن اولين پاكوب در سمت چپ كه به سمت وسط جنگل پيش مي‌رفت از جاده خارج شدم و بدون اينكه بدونم اين مسير كجا ميره به پيش افتادم و فقط خوشحال بودم كه ديگه هم رو آسفالت راه نمي‌رم و هم اينكه را وسط جنگل سايه بود (بايد اشاره كنم كه تا روستاي اسكولو مسير آسفالته وجود دارد و پيشنهاد مي‌شه كساني كه مي‌خواهند اين مسير را برن و نخوان كه قلعه بابك رو ببينن از خود كليبر تا روستا رو با ماشين كرايه‌اي طي كنن). ولي پس از طي 40 دقيقه خودم هم نگران شدم كه اين راه منو كجا مي‌بره ولي بالاخره به محوطه بازي رسيدم و اونجا با ديدن يه گله گوسفند خوشحال شدم و پس از صحبت با يكي از چوپانها كه اون منطقه رو ميشناخت و با نشان دادن مسير به راه افتادم اما دوباره افتادم تو جاده و ناراحتي حركت در امتدادي جاده آسفالته.
ساعت 11:30 به روستاي آغويه رسيدم و بلافاصله به سمت روستاي اسكولو حركت كردم. در طول راه يك ساعت هم واسه نهار كنار جاده واستادم. در نهايت ساعت 15 به اسكولو رسيدم. و 20 دقيقه بعد و پس از پركردن آب و پرسيدن مسير ادامه راه دادم. اونجا منو خيلي در مورد خطرات راه و بويژه حيوانات وحشي ترسوندن ولي خب من بايد مي‌رفتم. از انتهاي ده يه مسير مال‌رو و پاكوب وجود داشت كه به سمت روستاي متروكه ينگي قشلاق مي‌رفت. قرار شد اگه من دير وقت اونجا برسم همونجا بمونم چون امن‌تر هست و اگه وقت بود برم بالاي بلندترين تپه اون منطقه كه يه دكل هم اونجا نصب كردن و مثل اينكه يه نفر هم اونجا كشيك ميده و از اونجا مرز ايران و روسيه ديده ميشه. من پس از دو نيم ساعت پياده‌روي و گذشتن از دوتا رودخانه(واسه گذشتن از اين دوتا رودخونه دو بار مجبور شدم ارتفاع كم كنم و تا ته دره پايين بيام و بعد دوباره بالا بكشم!) ساعت 17:30 به روستاي متروكه ينگي قشلاق رسيدم. سپس سمت دكل رو پيش گرفتم به اميد اينكه بتونم قبل از تاريكي هوا به اونجا برسم. قبل از رسيدن به اون روستاي متروكه و هم بعد از اون با ديدن فضله‌هاي تازه خشك‌شده خرس‌ها كمي به نگراني‌هاي اهالي روستا پي بردم. قبلاً خونده بودم كه خرس‌هاي منطقه ارسباران قهوه‌اي هستن و اهالي روسناهاي جنگل‌هاي آينالو جهت جلوگيري از روبروشدن با اونا با صداي بلند آواز مي‌خونن. واسه همين منم با اينكه آواز بلد نبودم چرت و پرت مي‌خوندم! بگذريم.
حدود يك ساعت از اونجا دور شده بودم و چون مسير مشخص نبود داشتم فكر مي‌كردم كه از كدوم سمت برم كه راحت‌تر باشه و هي دره‌ها رو بالا پايين نكنم كه يهو ديدم صداي چند تا سگ مياد. من بالاي كوه اين ور دره واستاده بودم و چند تا سگ بالاي كوه اون‌ور دره داشتن پارس مي‌كردن كه ديدم مثل اينكه قضيه جديه و اينا قصد دارن بيان پايين دره و بعد بيان اين بالا كه منو تكه پاره كنن اونم به خاطر گناه مرتكب نشده! خلاصه ديدم اوضاع خيته! بعد از چند لحظه ديدم يه مردي هم به هواي صداي سگ‌ها اومد بالاي كوه كه ببينه چي‌شده و من هم خوشحال و دادو فرياد كه جلوي سگ‌هات رو بگير. ولي بنده‌خدا اون هم هركاري مي‌كرد نمي‌تونست جلوي اونا رو بگيره و اصلاً به حرفش(سوت و سنگ‌هايي كه پرتاب مي‌كرد) گوش نمي‌دادن. خلاصه اون بيچاره هم مجبور شد مثل فشفشه به سمت پايين دره بياد تا جلوي سگ‌هارو بگيره و به من هم اشاره مي‌كرد كه منم از اون‌ور تو دره پايين بيام به سمت اون. و چشمتون روز بد نبيته كه تنها به فاصله چند متر كه مونده بود سگ‌ها به من برسن بالاخره چوپونه تونست جلوي اونارو بگيره. و اون موقع فهميدم كه سگ‌هاي عشاير چقدر خطرناك هستن. سپس بعد از كلي سئوال و جواب كه كي هستم و اينجا چيكار مي‌كنم(چون اولين بار بود كه اونجا با يه كوهنورد اونم تنها برخورد مي‌كردن و خب واسشون به سختي اين مسئله قابل هضم كه مي‌خوام برم رود ارس). اسم اون مردي كه منو از دست سگ‌ها نجات داد حسن بود يه همراه هم داشت به اسم اصغر كه سي و دو سالش بود و منو سپرد به اون كه با هم بياييم و خودش گوسفند‌ها رو به سمت چادر‌هاشون برد. چون من خسته بودم خيلي آهسته مي‌رفتيم و به پاي گوسفند‌ها نمي‌رسيديم. اصغر هم كه ديد من خسته هستم(بايد بگم كه كوله‌ام واقعاً سنگين بود) بنده خدا كوله منو به زور از من گرفت و حدود يك ساعت تو اون شيب بالا آورد! ساعت هشت شب بود كه به محل چادرهاشون رسيديم و دوباره همه سگ‌هاي اونجا ريختن دورو ور من كه منو بدرن! با اينكه من در چند ميليمتري اصغر حركت مي‌كردم ولي ول كن نبودن! و واقعا اصغر به سختي جلوشونو مي‌گرفت و بعضي وقتها با لگد و سنگ اونارو دور مي‌كرد. بعد به كمك اصغر كنار چادر اونا چادر خودم رو علم كردم. ظرف‌هاي آبم رو هم اصغر رفت پر كرد و به من تذكر داد كه شب از چادر بيرون نرم. بعد حسنآاقا(همون ناجي اول!) منو به چادر خودشون دعوت كرد و جاتون خالي حسابي پذيرايي كردن و شام مفصلي هم خورديم. يه مقدار هم گفتگوي تمدن‌ها انجام داديم و بعد رفتم چادر خودم و خوابيدم.
شب چند بار زوزه گرگا رو شنيدم و سگ‌ها هم بعضي‌وقت‌ها خيلي پارس مي‌كردن و به نظر مي‌رسيد دنبال يه چيزي مي‌رن و بعد بر مي‌گردن و خلاصه اون شب رو با استراحت نسبي خوب به صبح رسوندم. صبح اصغر منو بيدار كرد و دوباره كمك كرد كه چادر رو جمع كنم و بعد دوباره حسن‌آقا منو واسه صرف صبحانه به چادرشون دعوت كرد و ماست گوسفند خورديم(جاتون جداً خالي). ساعت 8 صبح بود كه راه افتادم. حسن آقا و يكي از دوستاش به اسم توكل منو تا بالاي تپه مشرف به اونجا همراهي كردن تا مسير رو به طور دقيق به من نشون بدن كه گم نشم. و سپس بعد از خداحافظي دوباره راه افتادم. يه ساعت بعد به منطقه حصارشده اونجا رسيدم و قرار بود كه امتداد سمت چپ ديوار حصار رو بگيرم و به سمت پايين برم تا به پارك جنگلي آينالو كه تفرج‌گاه عمومي هست برسم. ساعت 12:30 بود كه به پارك توريستي آينالو رسيدم و پس از چند دقيقه استراحت و ديدن گوزن‌ها و آهوها از پشت حصار‌ها به سمت روستاي عاشقلو حركت كردم. يادم رفت بگم كه اون منطقه پر از تمشك و آلوچه بود. از اونجا تا عاشقلو همش سرپاييني بود كه حدود 5 كليومترش خاكي و بقيه‌اش آسفالت هست. البته مي‌شد راه ميان‌بر هم زد و از آسفالت نرفت اما به چون مي‌خواستم همون شب به تهران برگردم ترجيح دادم بيشتر ريسك نكنم.
در طول راه ابتدا ساعت 14:40 به روستاي كلايه و سه ساعت بعد به روستاي عاشقلو رسيدم. و تا كنار رود هم 20 دقيقه فاصله بود. بعد رفتم كنار رود و چند دقيقه‌اي اونجا استراحت كردم و عظمت رود رو نظاره كردم. بعد برگشتم كنار جاده و با يه ماشين سواري و در امتداي رود ارس به سمت جلفا و از اونجا تا به تبريز رفتم. ساعت 22:30 به تبريز رسيدم و اونجا ساعت 23:15 سوار اتوبوس‌هاي تهران شدم و شنبه ساعت 10:30 به تهران رسيدم و اينطوري بود كه پرونده اين برنامه هم بسته شد. چون نخواستم گزارش طولاني‌بشه مجبور شدم خيلي از اتفاق‌هايي كه افتاده بود رو حذف كنم ولي در كل برنامه خوب و تجربه منحصر به فردي بود به باعث شد اعتماد به نفس بيشتري پيدا كنم.
منبع :
¤ نوشته شده در ساعت 20:19 توسط هايكر ماجراجو
http://www.persianblog.com/posts/?weblog=crazyhikers.persianblog.com&postid=4115192
 

Related Articles

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۰۸
 

مطالب مرتبط

آگهی

آخرين بروزرساني ها

ایجاد پارک گردشگری را به مساحت 100 هکتار

فرماندار اهر همچنین ایجاد پارک گردشگری را به مساحت 100 هکتار در جوار شهرک صنعتی اهر و دانشگاه آزاد اسلامی و در مسیر بزرگراه "اهر ـ تبریز" را با مشارکت سازمان میراث فرهنگ و گردشگری و دانشگاه آزاد اسلامی را گامی مؤثر برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری و زیست محیطی و توسعه فضای سبز اعلام کرد.
وی اظهار امیدواری کرد، با همکاری و نظر مساعد شرکت شهرک‌های صنعتی شاهد تسریع در اجرای این طرح و جذب سرمایه‌گذاران و گردشگران خواهیم بود.
فرماندار اهر با اشاره به ظرفیت‌های بالقوه شهرستان اهر در بخش جنگل و مرتع و تنوع زیست محیطی و حیات وحش خواهیم بود.
صدیقی همچنین ارتقا آموزشکده کشاورزی به دانشکده منابع طبیعی و کشاورزی برای رونق منطقه در بخش کشاورزی و منابع طبیعی بسیار مهم ارزیابی کرد و افزود: از سال تحصیلی جدید در رشته‌های کارشناسی مهندسی منابع طبیعی و کشاورزی این دانشگاه دانشجو پذیرش خواهد کرد.

 
کارخانه کمپوست اهر به بهره‌برداری می‌رسد

فرماندار اهر از راه‌اندازی کارخانه کمپوست تا پایان سال ‌جاری خبر داد.

خبرگزاری فارس: کارخانه کمپوست اهر به بهره‌برداری می‌رسد

به گزارش خبرگزاری فارس از اهر، رضا صدیقی ظهر امروز در همایش هوای پاک در اهر گفت: این پروژه در زمینی به مساحت 70 هزار مترمربع با مشارکت شهرداری و بخش خصوصی در این شهرستان در حال اجرا است که با اتمام این طرح مهم زیست محیطی یکی از مشکلات چندین شهرستان مرتفع شده و شهرهای همجوار نیز از مزایای این طرح بهره‌مند می‌شوند.
وی همچنین گفت: ساماندهی رودخانه "کیچیک چای" با مشارکت شهرداری اهر با اعتبار اولیه 5 میلیارد ریال آغاز شده که با اتمام این پروژه شاهد آلودگی‌های زیست محیطی و سالم سازی محیط شهری خواهیم بود.

ادامه مطلب...
 
انتقال فرهنگ دفاع و شهادت هدف مهم اردوهای راهیان نور

به گزارش خبرگزاری فارس از کلیبر، محمد ملکی بعد از ظهر امروز در جمع خبرنگاران از اعزام کاروان 550 نفری دانش‌آموزان کلیبری به مناطق جنگی جنوب خبر داد.
فرمانده سپاه ناحیه کلیبر افزود: از ابتدای امسال تاکنون 800 دانش‌آموز به مناطق عملیات اعزام شدند و با احتساب کاروان 550 نفری روزهای آینده که اعزام خواهند شد تعداد اعزام شوندگان به مناطق عملیاتی طی سال 90به 1350 نفر خواهد رسید.
وی در ادامه بر لزوم توجه به نسل جوان در برنامه‌هایی همچون اردوهای راهیان نور اشاره و تاکید کرد: دنیای غرب با صرف هزینه‌های میلیاردی و برنامه‌های مختلف در قالب هجمه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی به جنگ با اسلام به ویژه تشیع آمده و تا ملت‌های مسلمان را استحاله فرهنگی کند.
ملکی تصریح کرد: بر همین اساس برای مقابله با این هجمه‌ها باید با ابزارهای نوین و ایده‌های نو در زمینه تبلیغ ارزش‌های والای اسلامی و انقلابی گام برداشت.

ادامه مطلب...
 
عملیات اجرایی موزه تاریخی طبیعی ارسباران در اهر آغاز شد

به گزارش خبرگزاری فارس از اهر، بیوک رئیسی مدیرکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان شرقی ظهر امروز در این مراسم گفت: این مجموعه که تحت نظارت اداره کل حفاظت محیط زیست اجرا و عملیاتی می‌شود در زمینی به مساحت 20هزار مترمربع در قالب موزه تاریخ طبیعی و حیات وحش ارسباران در شهرستان اهر با منابع داخلی سازمان حفاظت محیط زیست و مشارکت صنایع و طرح‌های تولیدی صنعتی استان به اجرا در می‌آید.
وی همچنین از تصویب 51 هکتار از اراضی منطقه هوراند به‌عنوان منطقه حفاظت شده برای حفاظت از محیط‌زیست و حیات وحش خبر داد و افزود: برای ایجاد زیرساخت‌های لازم در این منطقه برای سال‌ جاری 2.5 میلیارد ریال و برای سال 91، 5 میلیارد ریال اختصاص یافته است که امیدواریم با ایجاد این طرح شاهد توسعه و رونق منطقه در صیانت از محیط زیست و حیات وحش در منطقه باشیم.

ادامه مطلب...
 
مرمت خانه امير ارشد در شهرستان ورزقان ادامه دارد

به گفته رییس شوراي ثبت آثار تاریخی و فرهنگي آذربایجان شرقی در فهرست آثار ملی عملیات بازسازي و مرمت خانه امير ارشد ورزقان هنوز ادامه دارد .
مهندس تراب محمدی در گفتگو با خبرنگار ایلنا در تبریز افزود: با وجود اينكه مرمت خانه امير ارشد از سال 78 آغاز شده، ولیکن به علت عدم تخصيص اعتبار مناسب به اين بنا که به صورت مقطعي و موقتي بوده، بهسازي آن هنوز به اتمام نرسيده است.
وي يادآور شد: اعتبارات براي مرمت این بنا سالانه تعلق مي گرفت كه متاسفانه اكنون سه سال است كه اعتباري تخصيص نيافته و فعاليت مرمتي در آن انجام نمي شود.
محمدي تشريح كرد: خانه امير ارشد ساختماني دو طبقه بوده كه طبقه دوم آن سالها پيش تخريب شده و تنها طبقه همكف باقي مانده بود كه مطابق با عكس ها و فريم هاي موجود مرمت آن آغاز شد.

ادامه مطلب...
 
یک هزار و 267 متر مربع جایگاه دام در شهرستان اهر بهسازی شد

مدیر جهادکشاورزی شهرستان اهر گفت: یک هزار و ۲۶۷ متر مربع جایگاه دام در این شهرستان، طی آذر‌ماه سال‌جاری بهسازی شد.

به گزارش ایلنا از آذربایجان شرقی، آیت عبادپور، با اشاره به اینکه برنامه‌ریزی‌های به عمل آمده، برای توسعه زیر ساخت‌های تولید در بخش کشاورزی و در روند امر توسعه بخش به تولید محصولات دامی و فرآورده‌های لبنی، نوسازی و بهسازی اماکن دامی در مناطق روستایی این شهرستان، مورد توجه ویژه قرارگرفته است گفت: این بهسازی در سطح اماکن دامی‌سنتی، با نظرت فنی کار‌شناسان دامپروری این مدیریت، بهبود شرایط برای پرورش بهینه دام بهسازی شده است.

مدیر جهادکشاورزی شهرستان اهر با اشاره به تلقیح مصنوعی ۱۵۲ رأس گاو و مشاوره رایگان به بهره‌برداران در بخش تولید و سرمایه‌گذاری طی این مدت افزود: برگزاری کلاس‌های آموزشی برای بهره برداران بخش دامی این شهرستان با همکاری مدیریت هماهنگی ترویج کشاورزی استان، جهت انتقال اطلاعات جدید به آنان و کمک علمی برای استفاده از فن‌آوری‌های جدید در تولید، از دیگر برنامه‌هایی است که برای اوقات فراغت بهره برداران، برنامه‌ریزی شده و در حال انجام است.

 
موفقیت 82 درصد از فارغ التحصیلان سالجاری دانشکده کشاورزی اهر

رییس دانشکده کشاورزی اهر با تبریک این افتخارآفرینی گفت: بر این اساس 82درصد از فارغ التحصیلان سالجاری دانشکده کشاورزی اهر موفق به پذیرش در دانشگاه های دولتی در کنکور سال 1390 شده اند که 11 نفر از آنان رتبه های برتر را می باشند.

دکتر فرزین شهبازی در گفتگو با خبرنگار ایلنا در تبریز این موفقیت را حاصل تلاش شبانه روزی ، برنامه ریزی دانشکده در استفاده بهینه از امکانات، ایجاد محیط امن برای تحصیل، تلاش اساتید مجرب و دانشجویان و تامین امکانات آزمایشگاهی، رفاهی و خوابگاهی اعلام کرد و گفت: هم اکنون 130 دانشجو در 2 رشته تحصیلی تکنولوژی تولیدات دامی و تکنولوژی مواد غذایی در مقطع کاردانی در این دانشکده مشغول به تحصیل هستند.

به گفته وی دانشکده کشاورزی اهر در سال 1385 زیرنظر دانشگاه تبریز تاسیس و تاکنون 260 نفر از آن فارغ التحصیل شده اند.