آذربايجان سرزمين فرهنگ و زيبايي‌ها PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 2
بدخوب 
مقالات پايگاه ارسباران - مناطق ديدني ،گردشگري
نوشته شده توسط اميد محمدي   
جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۶

تنها روستاي صخره‌اي زنده جهان - کندوان

روستاي « كندوان» در 22كيلومتري اسكو و 62 كيلومتري تبريز در ميان دره‌اي با صفا كنار رودخانه‌اي پر آب به همين نام واقع شده است و شيوه بناي خانه‌هاي اين روستا از نوع معماري صخره‌اي به شكل مخروطي يا كله قندي مربوط به قرن هفتم هجري است.

آذربايجان سرزمين شكوه و شكوت، دلاوري و نام آوري، فرهنگ و هنر، علم و مدنيت، صفا و يكرنگي و سرزمين انديشه‌هاي ناب است.

منطقه حفاظت شده ارسباران با وسعت 72 هكتار در كناره‌هاي جنوبي رود ارس در شهرستان كليبر واقع شده و به عنوان مكان ذخيره بيوسفر به ثبت رسيده است و از ارزش‌هاي خاص گياهي و جانوري برخوردار است.

 

پناهگاه حيات وحش كيامكي

پناهگاه حيات وحش كيامكي با وسعت 84 هزار هكتار و به ارتفاع 700 متر از سطح دريا از كناره هاي رود ارس در مرز ايران با جمهوري آذربايجان و ارمنستان تا ارتفاع 3 هزارو 347 متري در كوهستان كيامكي شهرستان مرند گسترده شده است.

تالاب قره قشون

منطقه تالابي قره قشون در كناره‌هاي جنوب شرقي درياچه اروميه قرار دارد و به لحاظ شرايط خاص طبيعي زيستگاه بسيار مناسبي براي پرندگان آبزي و كنار آبزي و علف چر مانند ميش و مرغ است.
اين تالاب به عنوان تالاب بين‌المللي شناخته شده است.

تالاب قوري گل

اين تالاب در 40 كيلومتري غرب تبريز واقع شده و از نظر شرايط زيستگاهي براي پرندگان آبزي به ويژه اردك سرسفيد بسيار مناسب است و به عنوان تالاب بين‌المللي به ثبت رسيده است.

جزيره اسلامي

جزيره اسلامي در ساحل شرقي درياچه اروميه است توان بسيار بالاي زيستگاهي حيات وحش و مرتبط با پارك ملي اين جزيره درياچه اروميه را از اهميت زيست محيطي ويژه اي برخوردار كرده است.

پارك‌هاي ملي
جزاير استان ‌آذربايجان شرقي محدود به درياچه اروميه و رودخانه ارس است نظر به اهميت جهانگردي جازيه‌هاي درياچه اروميه و تبديل آنها به پارك‌هاي كلي مورد اشاره قرار مي گيرند
1-جزيره اسلامي 2- جزيره قويون داغي 3-جزيره اشك 4 – جزيره آرزو 5- جزيره اسپير

منابع طبيعي

درياچه اروميه


درياچه اروميه بزرگ ترين آبگير داخلي و يكي از درياچه‌هاي مهم ايران است كه در شمال غرب فلات ايران و غرب آذربايجان شرقي از شمال به جنوب كشيده شده و از نظر طبيعي آذربايجان را به 2 بخش شرقي و غربي تقسيم كرده است.
اين درياچه به دليل تنوع بيولوژيكي به عنوان پارك ملي در فهرست آثار بين المللي ميراث طبيعي به ثبت رسيده است.
در سواحل درياچه اروميه چندين بندر به منظور حمل و نقل مسافر و بار تاسيس شده است كه مهمترين آنها عبارتند از : 1- بندر شرفخانه در شمال شرقي درياچه اروميه و در 30 كيلومتري شبستر 2- بندر آق گنبد در ساحل غربي جزيره اسلامي و در سمت شرقي درياچه واقع شده است.
بندر رحمان لو نيز از بنادر مهم ساحل شرقي درياچه است.

قوري گل

درياچه و‌ آب راكد قوري گل دركنار جاده تبريز ـ بستان‌ آباد در فاصله چهل و پنج كيلومتري شرق تبريز است در ميان ارتفاعات شرق گردنه شبلي واقع شده است.
اين مكان به اشكال مختلف ناميده مي شود ، مردم محل اين مكان را به قوري گل به معني استخر خشك مي نامند اما برخي ديگر آن را دوري گل به معني استخر آب زلال و برخي قويي گل به معني استخر گودال ژرف و عميق ناميده اند.
درازا و پهناي اين درياچه 4 كيلومتر در 4 كيلومتر و حداكثر عمق آن به 13 متر مي‌رسد. « جملي كارري » جهانگرد فرانسوي در حدود 4 قرن پيش در سياحت نامه خود اين مكان را توصيف كرده است.
در حال حاضر با فراهم ساختن وسايل تفريحي وسياحتي قوري گل به صورت يكي از گردش گاههاي با صفاي استان در آمده و به ويژه در تابستان مورد استفاده گردش گران قرار مي گيرد.

تالاب و مرداب ها

استان آذربايجان شرقي داراي تالاب هاي كوچك و بزرگ متعددي و زيبايي است كه عمدتاً در محدوده شهرستان مراغه واقع شده‌اند.
مهمترين اين تالاب‌ها عبارتند از: تالاب‌هاي آلما گلي ، قبادلو ، ماهي آباد ، يانيق گلي ، بزو حق گلي ، قوشا گلي زولبين گلي ، يوسفلو ، ديب ديز و خرمالو

چشمه هاي آب گرم

آذربايجان شرقي از كانون‌هاي مهم آب معدني و آب گرم محسوب مي‌شود در اقصي نقاط اين استان چشمه‌هاي متعدد آب گرم با خواصي ويژه وجود دارند كه طي ساليان دراز مورد استفاده مردم بوده است.
مهمترين اين چشمه‌ها عبارتند از : چشمه‌الله حق ، آب رس ، تاپ تاپان ، ورجوي ، گشايش و چشمه هاي سراب و صوفيان به ويژه چشمه آب معدني كندوان.

آبشار عيش آباد شبستر

ارتفاع اين آبشار حدود 15 متر است و در قسمت كوهستاني ميشو غربي در جوار روستاي عيش آباد شبستر واقع شده حدود 300 متر مربع وسعت دارد و در جوار كوه و دره منظره بديعي از زيبايي طبيعت را به نمايش گذاشته است.

آبشار آسياب خرابه ، جلفا

آسياب خرابه يكي از زيبا ترين مناظر ديدني آذربايجان شرقي است، قبلاً در اين محل يك باب آسياب آبي وجود داشت كه با استفاده از اين آبشار كار مي كرد ، اما در حال حاضر خرابه اي بيش از اين آسياب باقي نمانده است به همين دليل به نام آسياب خرابه معروف شده است.
اين تفرجگاه در حدود بيست و هفت كيلومتري علمدار گرگ ( هادي شهر ) قرار دارد و در نوار مرزي ايران و جمهوري آذربايجان در پنج كيلومتري روستاي منجن آباد درحاشيه رود ارس واقع شده است.
آب اين چشمه زيبا و زلال از كوه كيامكي ، يكي از كوه هاي بلند بين منطقه ديزمار غربي ارسباران و شهرستان مرند و بخش زنوز سرچشمه مي گيرد . در مظهر چشمه اين آسياب درختان انجير بسيار روييده و آب به صورت آبشاري زيبا به سمت دره جريان مي يابد تمام سطوح ديواره آبشار پوشيده از خزه و گياهان آبزي است و مناظر دل انگيزي را پديد آورده است.

*جنگل و بيشه‌ها



علاوه بر پوشش گياهي متنوعي كه در فضاهاي چلگه‌اي، دره‌اي كوهستاني استان وجود دارد جنگل‌هاي متراكمي نيز نقاط مختلف استان را پوشانده است.
در شمال ارسباران دره ارس و بخش ورزقان شهرستان اهر ،كوه هاي قازان داغيو قندران باشي واقع شده است كه پوشيده از درختان جنگلي و مراتع كوهستاني است.
كوه‌هاي« گوئيجه بئل » پوشيده از درختان نيمه جنگلي و مارتع سر سبز و خرم است و درجنوب غربي اهر واقع شده است.
اين مكان كوهستاني محل ييلاق يالات « قره خانلو »و « مددلو » است بيشترين گونه هاي درختي كه در جنگل هاي اهر مشاهده مي شود بلوط و ممرز است.
جنگل‌هاي شهرستان مراغه و هشترورد نيز از نظذ درجه اهميت در مرتبه بعدي قرار دارند.
اين جنگل‌ها كه از وسعت كمتري نسبت به جنگل‌هاي ارسباران برخوردار است عمدتاً از درختچه گز تشكيل شده است.


كوه و قله‌ها



آذربايجان از نظر تيپولوژي كوه‌هاي ايران از اهميت خاصي برخوردار است، 3 رشته مهم و اصلي ايران يعني البرز ، زاگرس و مركزي در اين منطقه به هم پيوسته اند و فلات كوچكو مرتفعي را پديد آورده اند.
مهمترين ارتفاعات استان آذربايجان شرقي كه داراي زيبايي هاي خاص طبيعي و امكانات ورزش كوهنوردي است عبارتند از :
1- رشته كوه سهند در پنجاه كيلومتري جنوب شهرستان تبريز كه بلند ترين قله آن جام داغي به ارتفاع سه هزار و هفتصد و پنجاه متر است.
2- كوهستان بزقوش در جنوب كوهستان سبلان و شمال غربي ميانه قرار گفته است بلندترين قله ان سه هزار و سيصد و چهار متر ارتفاع دارد.
3- كوهستان كمتال از جالب ترين كوه هاي ارسباران است و دو هزار و يكصد متر ارتفاع دارد.
4-كوه قوشاداغ از ارتفاعات قابل توجه و زيباي ارسباران به حساب مي آيد.
5-كوه كيامكي در منطقه جلفا واقع شده است.
6-كوه سلطان سنجر در پانزده كيلومتري شرق زنوز واقع شده است.
7-كوه سلطان داغي در شمال غربي كوهستان سهند نزديك شهر اسكو قرار گرفته است.
8-كوه ميشو در شمال درياچه اروميه است و جلگه مرند را از جلگه شبستر و درياچه اروميه جدا مي كند.
9-كوه موروداغ در سي و شش كيلومتري غرب تبريز از ارتفاعات شمالي صوفيان به طرف تبريز كشيده شده استكه به گردنه شبلي منتهي مي شود.

موزه‌هاي تبريز ، نماد شكوه تاريخي دارالسلطنه ايران



موزه 4 ديواري بسته‌اي نيست كه مجموعه‌اي‌ از آثار را در دل‌خود جاي داده باشد و فقط شيي موزه‌اي ، ميراث فرهنگي خوانده نمي‌شود بلكه بعد معنوي موزه نيز جزيي از مفاهيم گسترده ميراث فرهنگي است كه رمز و راز زندگي بشر را از نسلي به نسل ديگر منتقل مي‌كند.
موزه‌هاي تبريز نماد شكوه تاريخي پايتخت قديم ايران در زمان حكمراني شش سلسله از حكومت‌هاي ايراني و يادآور عظمت تاريخي و فرهنگي ايران به خصوص در دوران معاصر است.
موزه‌هاي پنجگانه تبريز علاوه بر گنجينه‌هاي غني خود هر يك به تنهايي روايت‌گر بخشي از تاريخ معاصر ايران در دو قرن گذشته و حكايت‌گر چگونگي پيوستن كشور به قافله تمدن مدرن مي‌باشند.
موزه مشروطه در خيابان راسته كوچه و روبروي مسجد تاريخي جامع شهر تبريز با معماري زيباي دوره قاجار از بناهاي بارزش و قديمي دارالسلطنه است كه در محدوده بازار اين شهر واقع شده است.
اين موزه در محل خانه مشروطه تبريز مستقر است كه در آغاز نهضت مشروطه توسط حاجي مهدي كوزه‌كناني از سران نهضت براي پيشبرد مبارزه عليه استبداد محمدعلي شاهي در اختيار مشروطه چيان قرار گرفت.
در واقع ساختمان موزه مشروطه با گنجينه عظيم خود يادگار سال‌هاي اوج جنبش مشروطه‌و بيانگر شور و مشورت‌هاي سردار ملي‌و ديگر پيشروان نهضت مشروطه براي غلبه بر جبهه سلطنت‌طلب انجمن اسلاميه است.
تنديس سردار و سالار ملي در جلوي درب ورودي بنا در محوطه حياط آن، شور و شعور مبارزات ملت ايران و به خصوص آذربايجان در دوران نهضت را در ذهن گردشگران و بازديدكنندگان تداعي مي‌كند.
تصوير باسكويل ،معلم آمريكايي ياور مشروطه‌خواهان، لوازم شخصي ثقه‌الاسلام شهيد بزرگ مشروطه و تصاوير آزاديخواهان در قاب‌هاي نصب شده بر ديوار همگي جو زمان مشروطه را همچون پرده نمايشي در مقابل چشمان به حركت درمي‌آورند.
موزه آذربايجان نيز يادگاري خون‌دل خوردن‌هاي بزرگان عرصه فرهنگ و هنر آذربايجان براي ايجاد گنجينه‌اي براي محافظت از داشته‌هاي تاريخي و فرهنگي اين خطه از كشور است.
اين مركز تاريخي و هنري فرهنگي با قدمت نيم‌دهه‌اي خود، گوياي يك عمر تلاش خادمان عرصه فرهنگ و هنر خطه آذربايجان براي حفظ و نگهداري و نيز انتقال ميراث فرهنگي گذشتگان به نسل‌هاي تازه است.
موزه آذربايجان در سال 1336 شمسي توسط آندره گدار ، معمار معروف فرانسوي طراحي شده و به دست هنرمندان پرتلاش كشورمان ساخته شد.
موزه مزبور در مجاورت مسجد كبود ( فيروزه اسلام ) و با 3 هزار متر مربع زيربنا در 3 طبقه ساخته شده و از آغاز حيات فرهنگي خود به ‌تدريج به مامني براي حفظ و نمايش ميراث فرهنگي منطقه آذربايجان، تبديل شد.
موزه آذربايجان با جاي دادن آثار تاريخي هزاره سوم قبل از ميلاد تا عصر معاصر در دل خود به نهادي زنده از تاريخ فرهنگ وهنر ايران زمينه در منطقه شمال غرب كشور، بدل گشت.
شيرهاي سنگي نصب شده در كنار درب وروي موزه آذربايجان به نمادي خاطره ـ انگيز براي كساني تبديل شد كه طي دهه‌هاي گذشته به هنگام عبور از سر ايران ، سري نيز به اين مكان فرهنگي تاريخي زده‌اند.
مجاورت با فيروزه‌اسلام (گوك مچيد) بر ارزش فرهنگي‌وتاريخي موزه آذربايجان در گذشت زمان افزوده و موجب‌شده كه گردشگران علاقه‌مند به آثار تاريخي تبريز به طور ناخواسته، ديدار از اين 2 اثر هنري و ذهني را تجربه كنند.
در زمان حاضر 11 هزار قطعه شي فرهنگي ثبت شده در موزه آذربايجان نگهداري مي‌شود كه به دليل كمبود جا و جوابگو نبودن امكانات موزه با تعداد اشياي موجود تنها 2هزار و 300 قطعه از آنها در معرض ديده علاقه‌مندان است.
محروم ماندن شهروندان‌از تماشاي نمادهاي تاريخ وفرهنگ گذشته خود، بيانگر كم‌توجهي به توسعه موزون مراكز فرهنگي و هنري همزمان با توسعه شهري كلان‌شهر تبريز است.
اين در شرايطي است كه به اذعان كارشناسان ميراث فرهنگي،موزه آذربايجان يكي از گنجينه‌هاي غني و باارزش فرهنگي و هنري كشور در حوزه ميراث فرهنگي مي‌باشد.

صنايع دستي آذربايجان شرقي



استان آذربايجان شرقي يكي از كانون هاي صنايع دستي ايران محسوب مي‌شود؛ در اين استان انواع فرش، قاليچه، جاجيم، ورني، خورجين، گليم، شال، گليمچه، ظروف سفالي و سراميك، اقسام سبد حصيري و تركه اي، پارچه هاي پشمي و ابريشمي، سوزن دوزي، نقره سازي، قلاب بافي، حوله و پتوبافي، مفرش بافي، كفاشي و كفش دوزي و... موارد عمده صنايع دستي را تشكيل مي دهند.
صنايع دستي برجسته استان شامل قالي بافي، گليم بافي، هنر هاي چوبي( خاتم، معرق، منبت و سبد و حصير بافي)، دستباف هاي سنتي(پشمي، ابريشمي، جاجيم بافي)، چاپ هاي سنتي( قلم كار و باتيك)، شيشه گري، سفال گري، فلز كاري( قلم زني، حكاكي و مليله دوزي)، رو دوزي ها( سوزن دوزي، پته دوزي، شكمه دوزي و گلابتون دوزي)، نمد مالي، كتاب آرايي( مينياتور، تذهيب و تشعير) است. در اينجا به معرفي تعدادي از انواع هنرهاي دستي رايج در آذربايجان شرقي مي پردازيم.

قالي بافي

به استناد منابع بسيار، در قرن سوم هجري آذربايجان از بزرگترين مراكز بافت قالي و زيلو بود. در دوره سلجوقيان و ايلخانيان هنر قالي بافي در آذربايجان رواج كامل داشت و بر مبناي مينياتورهاي نسخ خطي خمسه نظامي اثر قاسم علي و برخي آثار ديگر كه بيشتر نقوش قالي و طرز بافت آن را نمايش مي دهند، آشكار مي شود كه قالي بافي در دوره تيموريان و سپس در دوره صفويه سير تكاملي خود را طي نمود و نقوش جديدي چون سجاده اي، گل و بوته، ترنج و لچك، حِوانات، خصوصا نقش گل شاه عباسي متداول گرديد و تنوع رنگها و استفاده از ابريشم، ظرافت و زيبايي و كيفيت قالي ها را تا حد قالي پرده نما، بالا برد. نمونه هاي چنين فرشهايي در حال حاضر در بسياري از موزه هاي دنيا در معرض نمايش قرار دارد.
تبريز از مراكز عمده قالي بافي ايران است و از زمان جانشينان هلاكو خان مغول و پس از آن مركز داد وستد قالي بوده است؛ در دوره صفوي نيز قالي هاي بسيار نفيس در آذربايجان بافته مي‌شد. از اين رو به جرأت مي توان گفت كه حفظ و احياي هنر قالي بافي در ايران مرهون هنرمندان قالي باف و بازرگانان آذربايجان است. امروز هم آذربايجان يكي از مراكز مهم توليد انواع قالي در ايران است و بافتن انواع قالي در بيشتر شهرها و روستاهاي آذربايجان رواج كامل دارد و قالي بافي از صنايع دستي مهم استان محسوب مي شود. توليدات اين هنر از نظر صادرات اهميت بسيار دارد و يكي از اقلام صادراتي عمده ايران را تشكيل مي دهد. اين امر موجب اشنغال نيروي عظيم انساني نيز شده است. صنعت قالي بافي در سراسر استان به صورت كارگاهيدر مناطق شهري و تك بافي تقريباً در اغلب روستاهاي آذربايجان رواج دارد و هر ساله تعداد قابل توجهي از انواع قالي و قاليچه در طرح ها و نقش هاي متنوع و بافت هاي گوناگون به بازارهاي داخلي و خارجي عرضه مي شود.

پارچه بافي

بافتن پارچه با دست خصوصاً پارچه هاي ابريشمي و زري از قديم در ايران و همچنين آذربايجانشرقي معمول و متداول بوده است. چنان كه در دوره صفويه كه به عصر طلايي و درخشان بافندگي شهرت دارد، پارچه هايي از حرير ساده ابريشم زربفت و مخمل ابريشمي بافته شده، كه نمونه هايي از آنها در موزه آستان قدس رضوي و موزه هنرهاي تزئيني اصفهان موجود است.

نقره سازي

صنعت نقره سازي از ديرباز در تبريز رواج داشته است. تا 20 سال پيش حدود بيست و پنج كارگاه نقره سازي با يكصد نفر هنرمند نقره كار در تبريز فعاليت داشتند. اما امروزه اين هنر بي نظير دستي در حال نابودي است و صاحبان اين هنر به مشاغل ديگري روي آورده اند.

سفال گري و سراميك سازي

محصولات سراميك استان در چند كارگاه در شهر زنوز و تبريز توليد مي شود. استاد كاران سراميك زنوز از نوع خاك مرغوب(كائولن ياخاك چيني) استفاده مي كنند. علاوه بر كارگاه هاي سراميك سازي زنوز، در كوزه كنان شبستر هم صنعت سفالگري داراي سابقه اي بس طولاني است و توليدات سفال آن در سراسر آذربايجان توزيع مي شود. اخيرا كارگاه آموزش سفال گري در مركز هنرهاي سنتي ميراث فرهنگي آذربايجان شرقي به آموزش علمي و هنري اين صنعت پرداخته و هنرجويان بسياري را آموزش داده است.

سوزن دوزي

سوزن دوزي در بخش ممقان در پنجاه كيلومتري غرب تبريز از ديرباز رواج داشته است. در سالهاي اخير با توجه به درآمد اندكي كه از اين صنعت عايد هنرمند سوزن دوز مي شد، به تدريج علاقه به اين هنر كاهش يافت، ولي با تلاش سازمان صنايع دستي، صنعت سوزن دوزي دوباره رونق يافته است. به جاي ماده اوليه سوزن دوزي كه در گذشته ابريشم طبيعي بود، امروزه از ابريشم مصنوعي استفاده مي شود.

سبد بافي

در شهر تبريز بافت سبد براي حمل نان و ميوه رواج دارد. براي بافتن سبد از تركه هاي درخت قره آغاج، سنجد، به ،آلبالو و بيد اسنفاده مي شود. در شهر مراغه و روستاهاي اطراف آن نيز سبد هاي بسيار ظريفي از چوب موسون مي بافند. در مرند و روستاهاي بناب و بهرام و كشكسراي از ساقه كندم براي ساخت سبد استفاده مي شود.

موسيقي

در آذربايجان، موسيقي جزئي از فرهنگ زنده مردم حساب مي شود. در اين ميان موسيقي مردمي شناخته شده«عاشيق لر» (عاشق ها) كه با سرشت بومي مردم آذربايجان آميخته است، از جايگاه ويژه اي برخوردار است. پيشينه اين موسيقي كم وبيش روشن است و امروزه نيز در برگزاري مراسم و آئين هاي سنتي نقشي فراموش نشدني دارد.
در گذشته، تا زماني كه به دوره اشكانيان باز مي گردد، گروه هايي بودند كه تاريخ فراز و نشيبهاي اجتماعي را در قالب سروده ها و داستانها در بزم ها و گردهمايي ها براي مردم باز مي خواندند، اين افراد «گوسان لار»(خنياگران) ناميده مي شدند.
عاشق هاي با تجربه و تواناي آذربايجان نيز چنين مي كنند. آنان به هنگام خواندن ترانه هاي بومي با چيره دستي به نواختن ساز مي پردازند و شورانگيزترين گونه هاي«هاوا» را برگزار مي كنند و به بيان منظوم حماسه هاي پر شور و داستان ها ي بومي مي پردازند.
عاشق ها هنرمنداني هستند كه از ميان مردم برخواسته اند و با هنر اصيل و نواي دلنشين ساز خود همراه با ترانه هاي دلپذير و مناسب با شرايط مراسم، در مجالس عروسي و قهوه خانه ها به ترنم در مي آيند.
عاشق هاي معاصر آذربايجان مالك گنجينه عظيم هنر و ادبيات تاريخي نياكان خويشند. آنها سروده هاي استادانه و زيباي خود را با احساسي ناب و انساني و حفظ امانت هنر عاشقي در ميان مردم رواج مي دهند.
در آذربايجان كمتر دهكده‌اي را مي‌توان يافت كه جشن ها و عروسي هايشان بدون عاشق برگزار شود. حتي در مناطقي كه عاشق نيست، فرسنگ ها راه پيموده مي شود تا عاشقي به جشن دعوت شود و مجلس را با سخنان حكمت آموز، ترانه ها و منظومه هاي دلنشين خود گرمي و شور بخشد.
عاشق « ساز» مي نوازد. ساز آلتي است شبيه تار؛ مركب از نه سيم كه بر سينه مي نهند و مي نوازند. نام قديمي ساز «قوپوز» چيزي شبيه كمانچه هاي كنوني بود.اغلب يك يا دو بالابانچي( نوازنده بالابان) و قاوالچي(دايره زن) عاشق را همراهي مي كنند. گاهي نيز چند دسته عاشق با هم ظاهر مي شوند و هنرنمايي مي كنند.
عاشق هنرمند مردم است و بايد در چندين هنر مهارت و استادي داشته باشد. او هم شاعر است، هم آهنگساز، هم خواننده، هم نوازنده، هم هنرپيشه و هم داستان گو. به عبارت ديگر عاشق در تمامي اين عرصه ها خلاق است و هنرمندي است كه اين همه را با انگشتان ماهر و صداي دل نوازش، اجرا مي كند.
در روزگاران گذشته، به اين هنرمندان علاوه بر اوزان و عاشيق، وارساق و يانشاق هم مي گفتند و به هنرمندترين و شايسته ترينشان« دده » اطلاق مي شد. از اين ميان مي توان به دده ياد ياد( قرن ده هجري قمري)، توراب دده(قرن 12 هجري قمري)، دده قاسم(قرن 13 هجري قمري)، و كرم دده و مشهورتر از همه ««دده قورقود»» اسطوره‌اي اشاره كرد.

برج و كنبدهاي آذربايجان ، نمادي از آگاهي و بيداري ايرانيان



ايران ، مظهر يكي از تمدن‌هاي تراز اول جهان است و آذربايجان ، نامي پر آوازه درتاريخ ايران است و يكي از جذاب ومهم ترين اماكن تاريخي آذربايجان شرقي برج و گنبدهاي آن است كه علاوه بر ثبت بخشي از تمدن، نماد از بيداري و آگاهي مردم اين منطقه در طول تاريخ دارد.
برج خلعت پوشان كه در فاصله 10 كيلومتري تبريز، در يك كيلومتري شمال جاده تبريز ـ تهران ، در روستاي كرگج از دهستان باسمنج، برج آجري بلندي به شكل منشور وجود دارد كه به برج « خلعت پوشان » معروف و است.
بنا احتمالاً متعلق به اواخر دوره صفويه يا زنديه است . نام اين بنا از انجام مراسم ويژه خلعت پوشاني حكام و امراي حكومتي در آن مايه گرفته است.
بنا بر روايات تاريخي در دوره قاجاريه مراسم خلعت پوشاني اهدايي پادشاهان ايران به حكام آذربايجان در زماني كه تبريز نايب السلطنه نشين بوده است در اين محل انجام مي شده است و حكم انتصاب آن نيز كه توسط پيك هاي ويژه حكومتي از مركز مي رسيد از اين برج قرائت مي شده است.
آخرين مراسم خلعت پوشاني در اين عمارت در سال يكهزار و سيصد و سي هجري قمري و در زمان انتصاب صمدخان مراغه اي به حكم راني آذربايجان انجام گرفته است.
برج خلعت پوشان برج آجري منشورشكل بلندي است كه داراي يك قاعده كثيرالاضلاع 16 ضلعي است كه قطر قاعده آن 9 مميز 5 متر مي باشد.
برج داراي 2 طبقه است، سقف طبقه اول گنبدي و سقف طبقه دوم ريخته و بعداً با تيرآهن پوشش شده است.طاق نماهاي جهات اصلي شكل طاق جناغي هستند اماجوانب دوازده گانه ديگر به شكل اسپر و داراي طاق نما و تزئيناتي از آجر و كاشي به رنگهاي سياه و آبي مي باشد.
راه پله طبقه هم كف به طبقه اول و پشت بام در گوشه شمال شرقي بنا واقع شده است. مالكيت بنا متعلق به دانشگاه تبريز بوده و از نظر تاريخي و معماري بنايي است منحصر بفرد كه تا كنون باقيمانده است.
براساس متون و سفرنامه هاي دوره قاجاريه برج در داخل استخري قرار داشت كه با گذشتن از روي پلي ورود به ساختمان ميسر مي شده است.اكنون كانال اطراف برج پر شده و بصورت پياده رو فرش شده اي در آمده است.

برج‌ آتش نشاني ، تبريز‌

برج آتش نشاني نبش خيابان خاقاني و خيابان بهادري تبريز واقع شده و تاريخ بناي آن مربوط به اواخر دوره قاجاريه است.
اين برج‌ آجري‌ به‌ ارتفاع‌ 23 متر كه‌ پلان‌ آن‌ در داخل‌ برج‌ دايروي‌ است‌ و يك‌ رشته‌ راه‌ پله‌ حلزوني‌ به‌ بالاي‌ برج‌ كه ‌مشرف‌ به‌ شهر است‌ مي‌رسد. بخش‌ تحتاني‌ برج‌ چهار طاقي‌ آجري‌ بسته‌اي‌ است‌ بطول‌ هر ضلع‌ چها ر مميز شصت متر و ارتفاع‌ چهار مميز هفتاد متر كه‌ در ورودي‌ به‌ ابعاد يك مميز ده متر از طرف‌ شرق‌ و نورگيري‌ به‌ ابعاد يك مميز 10متر در طرف‌ مغرب‌ دارد. 4طاقي‌ فوق‌ كه ‌به‌ منزله‌ پايه‌ برج‌ است‌ به‌ قرنيز سنگي‌ منتهي‌ مي‌شود. پلان‌ برج‌ از آن‌ به‌ بعد هشت‌ ضلعي‌ با قاب‌ بنديهاي‌ آجري‌ است‌. بند اول‌ به‌ ارتفاع‌ دو مميز چها و پنج متر و بند دوم‌ و سوم‌ هر يك‌ به‌ بلندي‌ 5 مميز 85 متر و بند آخر كه‌ بخش‌ انتهايي‌ است‌ داراي‌ هشت نورگير هلالي ‌است كه‌ قبل‌ از سقف‌ شيرواني‌ قرار گرفته‌ است‌. اين‌ برج‌ در گذشته‌ بصوت‌ برج‌ ديده‌ باني‌ جهت‌ اعلام‌ محل‌ آتش‌ سوزي‌بوده‌ است‌.

برج سنگي قارلوجا :

اين برج در روستاي قشلاق قارلوجا در كنار رود ارس واقع در مسير راه خمارلوـ اصلا ن دوز قرار گرفته و از يك بناي كوتاه هشت ضلعي تشكيل شده است. اين بنا منسوب به قرن هفتم و هشتم هجري قمري است و در دوره صفويه تعميراتي در آن بعمل آمده است.
ديوارها و گنبدهاي بنا تمامي از سنگهاي تراش معمولي ساخته شده و زير آن نيز سردابه اي وجود دارد كه احتمالاً مدفن يكي از بزرگان ايلخانان مغول است. اضلاع برج يك مميز 75 متر و از بلندي آن حدود پنج متر باقي مانده است.

برج مدور مراغه

اين برج درفاصله 10 متري شمال برج مادر هلاكو مقبره ديگري بنام برج مدور قرار دارد. تاريخ بناي برج ، طبق كتيبه كوفي آن ماه رجب سال 563 هجري قمري است. ليكن در مورد نام باني بنا و مدفون داخل آن هيچگونه اطلاعي دردست نيست.
بنا ، ظاهري ساده دارد و از دو طبقه تشكيل يافته است . سردابه و اتاق فوقاني ، سردر ورودي برج مدور مانند گنبد سرخ داراي قاب بندي و طاقي هلالي شكل است كه درگاه را احاطه كرده و در بالاي آن و همچنين زير طاق هلالي كتيبه اي به خط كوفي با نقوش تركيبي از آجر و كاشيهاي فيروزه اي به چشم مي خورد .
تزئينات كاشي و نقوش كه در بندكشي بين آجرها به صورت مهرهايي با نقش الله و نقوش هندسي به كار رفته امتياز خاصي به اين بنا داده اند.اتاق فوقاني سابقاً داراي پوشش گنبدي و در داخل داراي گچ بري و تزئينات گچي بوده كه از آن همه هنر و زيبايي فقط درگوشه و كنار آن قطعاتي به جا مانده است .
نماي خارجي بسيار ساده و شامل از اره سنگي و آجركاري معمولي است. پوشش بنا را سابقاً گنبدي دوپوش تشكيل داده كه به مروز زمان فرو ريخته و جهت جلوگيري از خرابي آن سقف تيرپوشي با شيرواني بر روي آن احداث نموده اند.
مساحت برج هشتاد متر مربع با سردابه و زيربناي آن پنجاه متر مربع است.

برج گنبد سرخ مراغه
اين برج كه در جنوب غربي شهر مراغه واقع مي باشد، به گنبد سرخ مشهور است. به استناد كتيبه‌هايي كه بر سر بناي كنبد سرخ نصب شده است ، بناي اين گنبد در سا لپانصد و چهل و دو هجري قمري به دستور عبدالعزيز محمودبن سعد رئيس آذربايجان و بوسيله بني بكر محمدبن بندان بن المحسن معمار ساخته شده است.
بطوركلي اين گنبد بنايي است مربع شكل شامل سردابه و اتاق فوقاني و اتاق اصلي كه بر روي سكوي سنگي قرار دارد و بوسيله هفت رديف پله ميتوان به آن دسترسي يافت . دخمه يا سردابه در ميان سكو واقع شده و از جمله جبهه شمالي ميتوان به آن راه يافت . سقف آن بر روي ديوارهاي جانبي و ستون مربع شكلي كه در وسط دخمه قرار دارد استوارشده است.
قسمت ورودي گنبد سرخ شامل درگاه بلند و زيبايي است كه آجركاري پرنقش و نگار ظريفي همراه با كاشي هاي فيروزه اي كه تازه در معماري سلجوقي متداول گشته بود زينت يافته است كه اطراف اين آجركاري را كتيبه هايي به خط كوفي احاطه كرده است.
درقسمت بالاي آن كتيبه اي به خط كوفي مشاهده مي شود كه متضمن تاريخ بناي گنبد مي باشد كه جلوه خاصي به بنا بخشيده است.
نماي 3 ضلع شرقي و غربي و جنوب اين گنبد هر كدام داراي دو طاق نماي آجري با طرحهاي تزئيني و 3 طاق مزين به آجركاري مي‌باشد و دركتيبه جبهه شرقي آيه 54 سوره 39 قرآن نوشته شده و در جبهه غربي كتيبه‌اي است كه نام سازنده بنا را نشان مي دهد و در 4 گوشه خارجي بنا ستون‌هاي مدوري با تزئينات آجري وجود دارد كه علاوه بر كمك به ايستايي بنا به زيبائي آن نيز مي افزايد. قسمت داخلي بنا به صورت فضايي مربع شكل است كه در سه ضلع آن هر كدام دو طاق نما همانند نماي خارجي تعبيه شده است . در گذشته در طول برج كتيبه‌اي گچ بري شده مزين به آيات قرآني بوده كه به مرور زمان از بين رفته است.

برج گنبد غفاريه ، مراغه

اين برج يكي از زيباترين بناهاي قرن هشتم هجري قمري است كه در زمان سلطان ابوسعيد بهادرخان حاكم وقت ايلخاني ساخته شده است.
در مورد وجه تسميه آن بايد گفت از نام فردي بنام نظام الدين احمدبن حسين غفاري كه در زمان آق قويونلوها به هنگام مراجعت از حج عمارتي در نزديكي بنا احداث و املاك و باغي براي مصارف آن وقف مي كند،گرفته شده است.
گنبد غفاريه با الهام از گنبد سرخ مراغه ساخته شده برروي سكوي سنگي و بر فراز دخمه اي استوار شده است.چهار گوشه آن به وسيله ستونهايي كه داراي تزئينات آجري است زينت يافته است.
درگاه ورودي بنا داراي يك طاق نماي بزرگ و دو طاق نماي باريك و بلند جانبي است.طاقنماي مركزي داراي تزئينات زيباي معقلي مركب از آجر و كاشي هاي الوان سياه و سفيد فيروزه اي و دو كتيبه به خط ريحان مي باشد كه كتيبه بالايي مشخص مي كند بنا در زمان سلطان ابوسعيد بهارخان ساخته شده و كتيبه پاييني به نظر مي رسد نام و القاب مدفون در مقبره باشد كه قسمتي از آن به كلي از بين رفته است.
گنبد غفاريه در هر يك از اضلاع شرقي و غربي و جنوبي داراي دو طاق نما و هر يك از آنها داراي قاب مستطيلي منقش به نقش و نگارهائي از كاشي و آجر مي باشد.
اين بنا به شماره يكصد و سي و هفت در فهرست آثار ملّي به ثبت رسيده است و از قراين پيداست كه اين بنا مدفن « امير شمس الدين قراسنقر الچركسي المنصوري » از امراي ممالك مصر است كه در سال هفتصد و بيست و هشت هجري قمري به دستور سلطان ابو سعيد به قتل رسيد.

برج گنبد كبود ، مراغه

اين گنبد كه به مقبره مادر علاكو نيز معروف است در حدود ده متري برج مدور واقع است . در اين برج كتيبه اي كه تاريخ بناي آن را معلوم نمايد وجود ندارد ولي كارشناسان آن را مربوط به دوره سلجوقي دانسته و تاريخ بناي آن را به سال پانصد و نود و سه نسبت مي دهند . عده اي نيز به علت انتساب برج به مادر هلاكو آن را متعلق مغول مي دانند ولي عقيده « آندره گدار » تاريخ بناي برج بايد مربوط به قبل از هلاكو باشد.
بناي اين برج ده ضلعي است و در زواياي ده گانه آن ستوني مدور با تزئينات تخميري تعبيه شده كه تا زير طالق هاي موجود ادامه مي يابد. زير قوس طاق نما ها به سه رديف مقرنس ساده و تزئينات پركار معقلي زيبا زينت يافته است.
در زير گنبد از داخل يك حاشيه از كتيبه گچ بري به خط نسخ از آيات سوره شصت و هفت قرآن مجيد به چشم مي خورد . از ساير تزئيينات داخل مقبره اعم از كچ بري ها و نقاشي ها آثار كمي برجاي مانده است. در زير اتاق اصلي برج نيز سودابه كوچكي وجود دارد.


آيين و سنت هاي مردم آذربايجان در نوروز

آيين‌ها و سنت‌هاي قديمي هر سرزمين و دياري، يادگارهايي گران‌سنگ از گذشته‌هاي دور مردم آن سرزمين هستند. سنت‌ها و رسم‌هايي كه سينه به سينه از دوردست‌هاي تاريخ به امروز رسيده‌اند و شايد بسياري از آن‌ها در تاريكي گذر زمان به فراموشي سپرده شده‌اند. نوروز يكي از ماندگارترين اين سنت‌هاست كه مانند هزاران سال پيش هم‌چنان پويا و زنده در زندگي ايرانيان متبلور است.
در اين بين آذربايجاني‌ها هم نوروز باستان را با ده‌ها رسم و سنت قديمي‌اش محفوظ نگاه داشته‌اند و هر سال باشكوه‌تر از سال پيش آن‌را برپا مي‌دارند.
نوروز بزرگ‌ترين عيد مردم آذربايجان محسوب مي‌شود و در تمامي مناطق اين خطه از ايران‌زمين برگزار مي‌شود. آذربايجاني‌ها از اين عيد با عنوان‌هايي چون « نوروز بايرامي» و « ايل بايرامي» ياد مي‌كنند و گاه لفظ بايرام به معناي عيد عموما به اين عيد بزرگ اختصاص داده مي‌شود.
واژگاني چون «‌بايرام آخشامي» (عصر عيد)، «بايرام آيي» (ماه عيد)، « بايرام گوني» (روز عيد)، « بايرام بازاري» (بازار عيد)، « بايرام سفره‌سي» (سفره‌ي عيد)، «‌بايرام پالتاري» ( لباس عيد)، «بايرام يومورتاسي» (تخم‌مرغ عيد)، « بايرام ايش لري» (كارهاي عيد)، « بايرامائق» (عيدي) و ... همه و همه در ارتباط با عيد نوروز استعمال مي‌شوند.
در گذشته مردم اين منطقه از واژه بايرام براي نام‌گذاري فرزندان خود نيز بهره مي بردند. ممكن بود كودكي در روز عيد نوروز متولد شود و نام‌هايي چون بايرام، بايرامعلي، بايرام خاتون، نوروز، نوروز علي و .. را به خود گيرد.
تبريك‌هايي چون «‌بايرامئز مبارك اولسون» (عيدتان مبارك‌باد)، « يوز بئله بايراملار گوره سيز» ( صد سال به از اين سال‌ها)، « گلن گون لريز خيره قالئن» (روزهاي آينده‌تان به خير و نيكي ختم شود)، « نئچه بئله ايل لره يئتيشه سيز» (سال‌هايي به همين خوبي در پيش رو داشته باشيد ) و ... از رايج‌ترين شادباش‌هاي مردم آذربايجان به مناسبت عيد نوروز است.
نوروز مقدمه‌هايي را هم دارد؛ زنان كدبانوي آذري از چند روز مانده به عيد دست به كار مي‌شوند و كار خانه‌تكاني را آغاز مي‌كنند. شستن فرش‌ها، گردگيري، رنگ كردن خانه و تزيين اتاق مهمان (قوناق اتاقي) از جمله اين كارهاست پخت انواع كلوچه‌هاي سنتي مانند «دستانا»، «نزيك»،‌ تهيه تخم مرغ رنگ‌شده، تهيه سبزه و سمنو و آماده كردن سفره عيد از ديگر امور مقدماتي عيد نوروز هستند.
ايام عيد آجيل مخصوص خود را دارد و تبريز و ‌آذربايجان در مرغوبيت و تنوع آجيل زبان‌زد خاص و عام هستند.
*ساياچي‌ها با قلب‌هايي مالامال از آرزوهاي خوش و دعاهاي خير
ساياچي‌ها با قلب‌هايي مالامال از آرزوهاي خوش و دعاهاي خير، روزشمار پايان سال را با شعر و ترانه زمزمه مي‌كنند و خير و بركت سال آينده را از درگاه بي‌همتاي بخشنده طلب مي‌كنند.
مراسم سنتي «سايا» از جمله زيباترين رسم‌هاي مردمان خطه آذربايجان به مناسبت روزهاي پاياني سال و آغاز سال نو است كه از چندين ده روز مانده به عيد نوروز در شهرها و روستاهاي مختلف آذربايجان برگزار مي‌شود.
برپا كننده اين مراسم شخصي به‌نام « ساياچي» است. وي در روزهاي پاياني هر سال خانه به خانه مي‌گردد و با خواندن شعرهايي مخصوص براي اهالي هر خانه‌اي سالي پر بركت را آرزو مي‌كند. او هم‌چنين روزهاي مانده به عيد را شمارش مي‌كند و بدين جهت مي‌توان گفت به احتمال زياد، واژه « سايا» از مصدر تركي «سايماق» به معناي «‌شمردن» گرفته شده است.
ساياچي‌ها در مقابل دعاهاي خير و شعرهاي دوست‌داشتني خود از صاحب‌خانه‌ها هديه و انعامي را دريافت مي‌كنند. اين هديه ممكن است گندم و جو و شيريني و آجيل باشد يا مبلغي پول به ساياچي هديه داده شود. ساياچي در شعرهاي خود براي كساني كه با ميل و رغبت و گشاده‌دستي به او هديه و انعام داده‌اند، آرزوي تولد فرزند پسر در سال آينده را مي‌كند و براي آن‌هايي كه هديه‌اي اندك و كم‌ارزش داده‌اند، دختردار شدن را مي طلبد
روستاي كندوان
اين روستا با ويژگي‌هاي تاريخي،معماري صخره‌اي، مناظر، چشم‌اندازهاي طبيعي و چشمه آب معدني كندوان،از پتانسيل‌ هاي تاريخي و طبيعي ارزشمندي در بخش گردشگر روستاي دامنه برخوردار است.اين آبادي جزو دهستان سهند از توابع بخش مركزي شهرستان اسكو است.
كندوان نه فقط به عنواون يك روستا بلكه به عنوان يك محدوده جغرافيايي با ويژگي‌هاي محيطي، طبيعي، فرهنگي تاريخي و منطقه‌اي توريستي مطرح است.

وجه تسميه روستاي كندوان
كلمه كندوان از دو كله (كند) و (جان) تشكيل شده و در اصطلاح تركي به معني (ره) و جان به معني ( خود ئوز) است با توجه به شرايط اقليمي سرد و يخبندان و توپوگرافي سخت و ناهموار منطقه مردم توانستند با دستيابي به كران‌ها و ايجاد حفره در آنها خود را در مقابل شرايط سخت اقليمي حفظ كنند.اين امر موجب شده كه كلمه جان در آخر كلمه كند به عنوان پسوند قرار گيرد و كلمه كند جان را بوجود آورد.
روستاي كندوان كه از نظر موقعيت جغرافيايي در ارتفاع بيش از 2200 متري و در دامنه شيب تند در امتداد روردخانه استقرار يافته و به علت نداشتن خاك مساعد كشاورزي، نبود راه هاي ارتباطي ، سرما، كمبود زمين‌هاي مسطح براي كشت و زرع و علي الخصوص كشت آبي،داراي شرايط نامساعد زندگي است.
كوهستاني بودن منطقه باعث ايجاد جويبارهايي در سطح مناطق شيب دار است كه به سمت دره حركت مي‌كنند و سرشاخه‌هاي اوليه رود كندوان را تشكيل مي‌دهند.به علت ارتفاع بالا و وجود برف در تمام مدت سال و ذوب تدريجي برف‌ها ، مراتع طبيعي در منطقه وجود دارد به همين جهت دامداري جزو فعاليت هاي اصلي به شمار مي‌رود و كشاورزي ديمي در دامنه‌ها و زمين‌هاي ناهموار منطقه در مسير چشمه سارهاي آبدار كوهستاني وجود دارد.
بنا به تحقيقي كه توسط دانشكده معماري تهران انجام گرفت و بنا به روايت كهنسالان اين روستا از قرن هفتم هجري به بعد مسكوني شده است. بدين ترتيب كه اهالي كندوان ابتدا ساكن روستاي حيله‌ور كه در دو كيلومتري غرب آن است كه در قرن هفتم هجري مقارن با حمله مغول به دليل عدم امنيت جاني، مالي و بلاياي طبيعي مانند سيل به دشت كوچك مقابل روستاي فعلي عزيمت كردند كه اين دشت ابتدا محل ييلاق ساكنين دهات اطراف بود و حفره‌هاي سنگي را كندند و به صورت مسكن درآوردند.
جهت استقرار مناسب كران ها كه اكثراً رو به جنوب هستند و امنيت جاني و مالي را از دست حمله راهزنان ، بلاياي طبيعي و همسازي با اقليم آنها را به صورت مساكن مطلوب و مناسب جهت تشكيل يك روستا درآورده است.
روايت ديگري حاكي از آن‌ها است كه حدود 800 سال قبل گروهي از جنگجويان كه از منطقه عبور مي كردند، كندوان را به عنواون پايگاه خود انتخاب كردند و بعدها همين جنگجويان آن را بصورت دهكده‌اي درآوردند.
برخي از باستان شناسان قدمت اين روستا را به دوره‌هاي پيش از اسلام نسبت مي‌دهند. در دل اين تپه‌هاي بلند كه ارتفاع بعضي از آنها به 40 متر مي‌رسد آغل، انبار و اتاقك حفر شده كه بسيار ديدني است و ضخامت جنس و طبقات تپه‌ها و مخروط‌ ها از نوع اينمبريت و لاهار است كه بر اثر مخلوط شدن مواد آتشفشاني سهند با گل و لاي حاصل از باران سيل آسا به‌وجود آمده است. بلندي اين تپه‌هاي مخروطي و هرمي شكل بيش از 60 متر است.تشكيلات طبقات بر روي آبرفت قديمي واقع شده و رودخانه كندوان بيش از 10 متر از آن را حفر كرده و پايين برده است.
كرانه‌هاي مخروطي شكل دامنه‌ كوه‌هاي سهند براي گردشگران داخلي و خارجي يادآور بهترين مناظر طبيعي و تاريخي ايران است چرا كه اين دامنه روستاي تاريخي و توريستي كندوان را در دل خود جاي داده است.
جاذبه‌هاي اين روستاي تاريخي به گونه‌اي است كه مشاوران سازمان بين المللي گردشگري از ديدن آن به وجد آمده و « كندوان» را يك اثر جهاني دانستند.
دره شمالي جنوبي سرسبز كندوان يكي از خوش آب و هوا‌ترين و زيبا‌ترين نقاط كوهستاني ايران به شمار مي‌رود كه علاوه بر نهر نسبتاً بزرگ داراي چشمه‌هاي آب معدني نيز هست كه خواص پزشكي زيادي از جمله دفع سنگ كليه دارد.
معماري صخره‌اي حاكي از صحنه‌هاي مبارزه وجدان انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره‌هاي طبيعت است.
به ياد ماندني‌ترين ويژگي « كندوان» سيماي كالبدي آن است، طبيعت در اين بخش از كوهستان سهند، هنرنمايي خود را به شكل صخره‌اي سنگي دوك مانند در برابر چشم آدميان نهاده و آدمي‌از زماني كه به روزگار ساسانيان مي‌رسد با كندن و حفاري كردن اين دوك‌هاي سنگي، يكي از ديدني‌ترين و كم مانندترين نمونه‌هاي معماري را باز ‌آفريده است.
در نگاه نخست به روستاي «كندوان»، مخروط ‌هاي نوك‌تيزي ديده مي‌شوند كه در سطح آنها سوراخ‌هايي وجود دارد. درون هر مخروط، اتاق‌هايي را مي‌توان ديد كه از آنها به‌عنوان فضاهاي نشيمن، آشپزخانه و حتي انبار و طويله‌ استفاده مي‌شود.
معماري صخره‌اي كندوان حاكي از صحنه‌هاي مبارزه وجدان انسان با طبيعت و در خدمت گرفتن صخره‌هاي طبيعت است.
در معماري معمولي به وسيله مصالح ساختماني گچ ، آهك و خشت هيئت اصلي بنابه وجود مي‌آيد، در صورتي كه در معماري صخره اي، فضاي مورد نظر در درون توده سنگ‌ها هويدا مي‌گردد و سنگ طبيعي نيز مانند كالبد بناها قشري مستحكم در اطراف اين فضا ايجاد مي‌كند.
به ياد ماندني‌ترين ويژگي كندوان سيماي كالبدي آن است، طبيعت در اين بخش از كوهستان سهند، هنرنمايي خود را به شكل صخره‌اي سنگي دوك مانند در برابر چشم آدميان نهاده و آدمي‌از زماني كه به روزگار ساسانيان مي‌رسد با كندن و حفاري كردن اين دوك‌هاي سنگي، يكي از ديدني‌ترين و كم مانندترين نمونه‌هاي معماري را باز ‌آفريده است .
نخستين كساني كه كندوان را شكل داده‌اند با كندن مكان‌هاي بايسته زندگي خود در دل سنگ‌ها بي‌آنكه سيماي طبيعت را براي رسيدن به خواسته خود دگرگون يا ويران كنند، دست به آفرينشي زده‌اند كه نشان از فرهنگ بسيار والاي زيست گروهي دارد.
در كندوان طبيعت، بستر شكل گيري بافت زيستگاه را از پيش در برابر آدمي‌گسترده است و آدمي ‌هشيارانه اين پيشكش را گرامي‌داشته و چيدمان شايسته را همخوان با طبيعت پيش رو خود با زيبايي و آرايي در خور نشان داده است .
جز اتاق‌هاي نشيمن روستائيان، دو مسجد با ستون سنگي و بيش از صدها آغل در دل مخروط‌ ها كنده شده‌اند. در درون هر مخروط بين دو تا چهار طبقه، مسكن ساخته شده است و كوچه‌هاي روستا در حقيقت همان شيارهاي ناشي از جريان تخريبي آب‌ها هستند.
در كندوان طبيعت، بستر شكل گيري بافت زيستگاه را از پيش در برابر آدمي‌گسترده است و آدمي‌هشيارانه اين پيشكش را گرامي‌داشته و چيدمان شايسته را هم‌خوان با طبيعت پيش رو خود با زيبايي و آرايي در خور نشان داده است.
بافت قديمي‌ترين روستاي كندوان كه يكي از زيباترين و منحصر به فردترين روستاهاي تاريخي كشور و تنها روستاي زنده صخره‌اي محسوب مي‌شود، هم اكنون با ساخت و ساز‌هاي جديد در اين روستا كه متفاوت با بافت گذشته است با تهديدي جدي رو به رو شده است.

روستا ي اشتبين
روستاي اشتبين زادگاه شاعر توانمند آذربايجاني « ابوالقاسم نباتي» نيز در 150كيلومتري شمال تبريز يكي از زيبايي‌هاي منحصر بفرد ايران در شمال غرب كشور محسوب مي‌شود.
اين روستا در كنار رود ارس و با فاصله اي مه چندان زياد از اين رودخانه مرزي واقع شده است. در طراحي خانه هاي اين روستاي تاريخي به دليل اين كه در شيب تند كوه واقع شده ، هوشمندي زيادي به كار رفته است. خانه هاي قديمي اين روستا به شيوه معماري دوره صفويه و قاجار ساخته شده اند.روستاي اشتبين در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است.
يكي از دلايل بكر ماندن طبيعت و فرم اين دهكده نزديكي آن به مرزهاي شوروي سابق و جلوگيري عوامل اطلاعات و انتظامي رژيم سابق از رفت و آمدها به اين روستا ذكر شده است.


روستاي سيس شبستر
روستاي سيس در 14 كيلومتري شبستر واقع و از آثار ديدني متعددي برخوردار است از جمله سنگ قيزيل داشن به رنگ سرخي مايل به صورتي و به شكل صندوق است كه دور تا دور آن عباراتي به خط كوفي نقر گرديده است. همچنين مزار پير رجب و شيخ اسماعيل از عرفاي بزرگ قرن هفت و هشت هجري قمري كه در نزديكي آن مجسمه قوچ سنگي بزرگي قرار گرفته ، از اماكن كقدس اهالي محسوب مي شود.
مسجد محمد حنيفه كه بناي اوليه آن منسوب به صفويه است و در كنار آن مقبره باله حسن از مريدان شيخ شهاب الدين اهري قرار دارد از ديگر آثار سيس به شمار مي آيد.

روستاي قدمگاه
روستاي قدمگاه يا بادميار در جنوب آذرشهر از روستاهايي است كه داراي يك گورستان تاريخي است علاوه بر آن در نزديكي اين روستا غار بزرگي وجود دارد كه به نام معبد يا مسجد غار معروف است.
بعضي از باستان شناسان قدمت اين غار را به دوران پيش از تاريخ نسبت مي دهند وبر اين عقيده اند كه ابتدا به عنوان معبد استفاده شده و بتدريج در قرون شش ، هفتم و هشتم به بعد محل تكيه دراويش و عرفابود و سپس به مسجد تبديل شد. اين معبد به شكل كنبدي استوانه اي به ارتفاع 12 متر با قاعده اي به شعاع هفت متر است كه در نوك گنبد منفذي جهت تهويه و روشنايي تعبيه شده است.در حال حاضر نيز مردم جهت انجام برخي مراسم مذهبي از اين مسجد استفاده مي كنند.

Related Articles

آخرین به روز رسانی در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۰۰:۱۷
 

مطالب مرتبط

آگهی

آخرين بروزرساني ها

ایجاد پارک گردشگری را به مساحت 100 هکتار

فرماندار اهر همچنین ایجاد پارک گردشگری را به مساحت 100 هکتار در جوار شهرک صنعتی اهر و دانشگاه آزاد اسلامی و در مسیر بزرگراه "اهر ـ تبریز" را با مشارکت سازمان میراث فرهنگ و گردشگری و دانشگاه آزاد اسلامی را گامی مؤثر برای توسعه زیرساخت‌های گردشگری و زیست محیطی و توسعه فضای سبز اعلام کرد.
وی اظهار امیدواری کرد، با همکاری و نظر مساعد شرکت شهرک‌های صنعتی شاهد تسریع در اجرای این طرح و جذب سرمایه‌گذاران و گردشگران خواهیم بود.
فرماندار اهر با اشاره به ظرفیت‌های بالقوه شهرستان اهر در بخش جنگل و مرتع و تنوع زیست محیطی و حیات وحش خواهیم بود.
صدیقی همچنین ارتقا آموزشکده کشاورزی به دانشکده منابع طبیعی و کشاورزی برای رونق منطقه در بخش کشاورزی و منابع طبیعی بسیار مهم ارزیابی کرد و افزود: از سال تحصیلی جدید در رشته‌های کارشناسی مهندسی منابع طبیعی و کشاورزی این دانشگاه دانشجو پذیرش خواهد کرد.

 
کارخانه کمپوست اهر به بهره‌برداری می‌رسد

فرماندار اهر از راه‌اندازی کارخانه کمپوست تا پایان سال ‌جاری خبر داد.

خبرگزاری فارس: کارخانه کمپوست اهر به بهره‌برداری می‌رسد

به گزارش خبرگزاری فارس از اهر، رضا صدیقی ظهر امروز در همایش هوای پاک در اهر گفت: این پروژه در زمینی به مساحت 70 هزار مترمربع با مشارکت شهرداری و بخش خصوصی در این شهرستان در حال اجرا است که با اتمام این طرح مهم زیست محیطی یکی از مشکلات چندین شهرستان مرتفع شده و شهرهای همجوار نیز از مزایای این طرح بهره‌مند می‌شوند.
وی همچنین گفت: ساماندهی رودخانه "کیچیک چای" با مشارکت شهرداری اهر با اعتبار اولیه 5 میلیارد ریال آغاز شده که با اتمام این پروژه شاهد آلودگی‌های زیست محیطی و سالم سازی محیط شهری خواهیم بود.

ادامه مطلب...
 
انتقال فرهنگ دفاع و شهادت هدف مهم اردوهای راهیان نور

به گزارش خبرگزاری فارس از کلیبر، محمد ملکی بعد از ظهر امروز در جمع خبرنگاران از اعزام کاروان 550 نفری دانش‌آموزان کلیبری به مناطق جنگی جنوب خبر داد.
فرمانده سپاه ناحیه کلیبر افزود: از ابتدای امسال تاکنون 800 دانش‌آموز به مناطق عملیات اعزام شدند و با احتساب کاروان 550 نفری روزهای آینده که اعزام خواهند شد تعداد اعزام شوندگان به مناطق عملیاتی طی سال 90به 1350 نفر خواهد رسید.
وی در ادامه بر لزوم توجه به نسل جوان در برنامه‌هایی همچون اردوهای راهیان نور اشاره و تاکید کرد: دنیای غرب با صرف هزینه‌های میلیاردی و برنامه‌های مختلف در قالب هجمه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی به جنگ با اسلام به ویژه تشیع آمده و تا ملت‌های مسلمان را استحاله فرهنگی کند.
ملکی تصریح کرد: بر همین اساس برای مقابله با این هجمه‌ها باید با ابزارهای نوین و ایده‌های نو در زمینه تبلیغ ارزش‌های والای اسلامی و انقلابی گام برداشت.

ادامه مطلب...
 
عملیات اجرایی موزه تاریخی طبیعی ارسباران در اهر آغاز شد

به گزارش خبرگزاری فارس از اهر، بیوک رئیسی مدیرکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان شرقی ظهر امروز در این مراسم گفت: این مجموعه که تحت نظارت اداره کل حفاظت محیط زیست اجرا و عملیاتی می‌شود در زمینی به مساحت 20هزار مترمربع در قالب موزه تاریخ طبیعی و حیات وحش ارسباران در شهرستان اهر با منابع داخلی سازمان حفاظت محیط زیست و مشارکت صنایع و طرح‌های تولیدی صنعتی استان به اجرا در می‌آید.
وی همچنین از تصویب 51 هکتار از اراضی منطقه هوراند به‌عنوان منطقه حفاظت شده برای حفاظت از محیط‌زیست و حیات وحش خبر داد و افزود: برای ایجاد زیرساخت‌های لازم در این منطقه برای سال‌ جاری 2.5 میلیارد ریال و برای سال 91، 5 میلیارد ریال اختصاص یافته است که امیدواریم با ایجاد این طرح شاهد توسعه و رونق منطقه در صیانت از محیط زیست و حیات وحش در منطقه باشیم.

ادامه مطلب...
 
مرمت خانه امير ارشد در شهرستان ورزقان ادامه دارد

به گفته رییس شوراي ثبت آثار تاریخی و فرهنگي آذربایجان شرقی در فهرست آثار ملی عملیات بازسازي و مرمت خانه امير ارشد ورزقان هنوز ادامه دارد .
مهندس تراب محمدی در گفتگو با خبرنگار ایلنا در تبریز افزود: با وجود اينكه مرمت خانه امير ارشد از سال 78 آغاز شده، ولیکن به علت عدم تخصيص اعتبار مناسب به اين بنا که به صورت مقطعي و موقتي بوده، بهسازي آن هنوز به اتمام نرسيده است.
وي يادآور شد: اعتبارات براي مرمت این بنا سالانه تعلق مي گرفت كه متاسفانه اكنون سه سال است كه اعتباري تخصيص نيافته و فعاليت مرمتي در آن انجام نمي شود.
محمدي تشريح كرد: خانه امير ارشد ساختماني دو طبقه بوده كه طبقه دوم آن سالها پيش تخريب شده و تنها طبقه همكف باقي مانده بود كه مطابق با عكس ها و فريم هاي موجود مرمت آن آغاز شد.

ادامه مطلب...
 
یک هزار و 267 متر مربع جایگاه دام در شهرستان اهر بهسازی شد

مدیر جهادکشاورزی شهرستان اهر گفت: یک هزار و ۲۶۷ متر مربع جایگاه دام در این شهرستان، طی آذر‌ماه سال‌جاری بهسازی شد.

به گزارش ایلنا از آذربایجان شرقی، آیت عبادپور، با اشاره به اینکه برنامه‌ریزی‌های به عمل آمده، برای توسعه زیر ساخت‌های تولید در بخش کشاورزی و در روند امر توسعه بخش به تولید محصولات دامی و فرآورده‌های لبنی، نوسازی و بهسازی اماکن دامی در مناطق روستایی این شهرستان، مورد توجه ویژه قرارگرفته است گفت: این بهسازی در سطح اماکن دامی‌سنتی، با نظرت فنی کار‌شناسان دامپروری این مدیریت، بهبود شرایط برای پرورش بهینه دام بهسازی شده است.

مدیر جهادکشاورزی شهرستان اهر با اشاره به تلقیح مصنوعی ۱۵۲ رأس گاو و مشاوره رایگان به بهره‌برداران در بخش تولید و سرمایه‌گذاری طی این مدت افزود: برگزاری کلاس‌های آموزشی برای بهره برداران بخش دامی این شهرستان با همکاری مدیریت هماهنگی ترویج کشاورزی استان، جهت انتقال اطلاعات جدید به آنان و کمک علمی برای استفاده از فن‌آوری‌های جدید در تولید، از دیگر برنامه‌هایی است که برای اوقات فراغت بهره برداران، برنامه‌ریزی شده و در حال انجام است.

 
موفقیت 82 درصد از فارغ التحصیلان سالجاری دانشکده کشاورزی اهر

رییس دانشکده کشاورزی اهر با تبریک این افتخارآفرینی گفت: بر این اساس 82درصد از فارغ التحصیلان سالجاری دانشکده کشاورزی اهر موفق به پذیرش در دانشگاه های دولتی در کنکور سال 1390 شده اند که 11 نفر از آنان رتبه های برتر را می باشند.

دکتر فرزین شهبازی در گفتگو با خبرنگار ایلنا در تبریز این موفقیت را حاصل تلاش شبانه روزی ، برنامه ریزی دانشکده در استفاده بهینه از امکانات، ایجاد محیط امن برای تحصیل، تلاش اساتید مجرب و دانشجویان و تامین امکانات آزمایشگاهی، رفاهی و خوابگاهی اعلام کرد و گفت: هم اکنون 130 دانشجو در 2 رشته تحصیلی تکنولوژی تولیدات دامی و تکنولوژی مواد غذایی در مقطع کاردانی در این دانشکده مشغول به تحصیل هستند.

به گفته وی دانشکده کشاورزی اهر در سال 1385 زیرنظر دانشگاه تبریز تاسیس و تاکنون 260 نفر از آن فارغ التحصیل شده اند.